جنبش دانشجویی شیلی: نبردی پایدار برای تغییر یک سیستم آموزشی بازارگرا

 

طی دهه‌ی گذشته، جامعه‌ی شیلی توسط یک جنبش دانشجویی قدرتمند و به شدت انتقادی لرزانده شد: دانش‌آموزان دبیرستان «انقلاب پنگوئن» در سال ۲۰۰۶ و دانشجویان دانشگاه‌ها «زمستان شیلی» در سال ۲۰۱۱ را رهبری کردند. این مقاله به توصیف و تحلیل این جنبش‌ها می‌پردازد تا نشان دهد دانشجویان و دانش‌آموزان چگونه می‌توانند به عنوان بازیگران مهم سیاسی در مباحث مربوط به آموزش و پرورش شرکت کنند. ما ابتدا ابعاد اصلی سیستم آموزش و پرورش شیلی را شامل درجه‌ی مفرط بازاری شدن آن که چارچوب نهادی این جنبش‌ها را تشکیل می‌داد توضیح می‌دهیم. سپس ما به اجزا و خصلت‌های کلیدی جنبش‌های سال‌های ۲۰۰۶ و ۲۰۱۱ می‌پردازیم تا ابعاد اساسی این دو جنبش را توصیف کرده و اجزای مشترک آن‌ها را، به خصوص از زاویه‌ی سیاست‌های آموزشی شناسایی کنیم. ما به طور خاص بر روی ارتباط میان مطالبات دانش‌آموزان و دانشحویان و نهادهای بازارگرا که از آموزش و پرورش شیلی سود می‌برند تمرکز خواهیم کرد. در نهایت ما به تاثیر دانشجویان بر مباحث پیرامون آموزش و پرورش در شیلی پرداخته و پیامدهای عام پروسه‌ی سیاست‌سازی در حوزه‌ی آموزش را مورد سنجش قرار خواهیم داد.

 جنبش دانش‌جویی شیلی: نبردی پایدار برای تغییر یک سیستم آموزشی بازارگرا

جنبش دانش‌جویی شیلی:نبردی پایدار برای تغییر یک سیستم آموزشی بازارگرا

 

مقدمه: بی‌علاقگی جوانان به کنشگری

 

یکی از مهم‌ترین تغییرات در سیستم سیاسی شیلی در دهه‌های گذشته ایجاد سیستم ثبت اتوماتیک و رای‌دهی داوطلبانه در سال ۲۰۱۲ بود. یک هدف سیاسی این پروژه افزایش مشارکت سیاسی جوانان در انتخابات بود که از سال ۱۹۹۰ و بازگشت دموکراسی به کشور پایین بوده است. عدم مشارکت سیاسی جوانان در انتخابات در دهه‌ی ۱۹۹۰ به عنوان نشانی از یک بی‌تفاوتی عمومی تلقی می‌شد. از این افراد جوان به دلیل رفتارهای غیرسیاسی و انگیزه‌ی محدودشان جهت مداخله در امور عمومی به عنوان «نسل هر چه بادا باد» یاد می‌‌شد. علی‌رغم این فاصله از سیاست انتخاباتی و حزبی، می‌توان ثابت کرد که نسل جوان شیلی انتقادهایی بنیادین به جامعه و علاقه‌ی بالایی به مشکلات اجتماعی و عمومی دارد، به خصوص در رابطه با ناعدالتی‌ها و تبعیض‌های خودسرانه.

آموزش و پرورش اصلی‌ترین حوزه‌ای است که جوانان شیلی نارضایتی خود را ابراز کرده‌اند. در طول دهه‌ی گذشته و به طور خاص در ۷ سال گذشته، جامعه‌ی شیلی با دو جنبش دانشجویی قدرت‌مند و عمیقا انتقادی به لرزه درآمده است. خواسته‌های دانشجویان که در جامعه‌ی مدنی و عرصه‌ی سیاسی نیز بازتاب داشت، برخی از عناصر پایه‌ای سیستم آموزش و پروش شیلی را زیر سوال برده است. از آن‌جایی که آموزش و پرورش شیلی در دهه‌ی گذشته برخی نشانه‌های پیشرفت و بازدهی را از خود بروز داده است، ممکن است برخی از خود بپرسند که چرا در همان بازه‌ی زمانی، اعتراضات دانش‌جویی این‌طور فشرده و بی‌وقفه در جریان بوده است. ما به تحلیل این موضوع خواهیم پرداخت و در این راه بر ارتباط بین خواسته‌های دانش‌جویان و عوامل نهادی سیستم آموزش و پرورشی که در سال ۱۹۸۰ دست‌خوش یک رفرم جامع نئولیبرالی شد، تمرکز خواهیم کرد.

در اولین جنبش در سال ۲۰۰۶، دانش‌آموزان دبیرستانی بیش از ۲ ماه با اعتراضات و راه‌پیمایی‌های گسترده‌ای در خیابان‌ها بودند. این جنبش به خاطر یونیفرم‌های سیاه و سفید دانش‌آموزان به «جنبش پنگوئن» معروف شد. آن‌ها به مبارزه علیه ساختار نئولیبرالیستی سیستم آموزش و پرورش شیلی برخاسته و توجه سیاسی زیادی را به خود جلب کردند که موجب گشوده شدن راه برای جنبش بزرگ بعدی توسط دانش‌جویان در سال ۲۰۱۱ شد. روزنامه‌ی New York Times این جنبش را «زمستان شیلی» نامید، چراکه تقریبا هم‌زمان با انقلاب‌های «بهار عربی» علیه برخی رژیم‌ها در خاورمیانه شروع شده بود. برای ۷ ماه در طول سال ۲۰۱۱، دانشجویان و دانش‌آموزان دبیرستان کشور را با جنبشی لرزاندند که دولت‌های دموکراتیک نظیر آن را در ۲۰ سال پیش از آن ندیده بودند. حمایت عمومی قوی، رهبران کاریزماتیک و انتقاد قدرتمند به ناعدالتی‌های آموزشی برخی خصوصیات این جنبش بودند.

در این مقاله، ما ابتدا ابعاد اصلی سیستم آموزش و پرورش شیلی را شامل درجه‌ی مفرط بازاری شدن آن که چارچوب سازمانی این جنبش‌ها را تشکیل می‌داد توضیح می‌دهیم. سپس ما به اجزا و خصلت‌های کلیدی جنبش‌های سال‌های ۲۰۰۶ و ۲۰۱۱ می‌پردازیم تا ابعاد اساسی این دو جنبش را توصیف کرده و اجزای مشترک آن‌ها را، به خصوص از زاویه‌ی سیاست‌های آموزشی شناسایی کنیم. ما به طور خاص بر روی ارتباط میان مطالبات دانش‌آموزان و دانشحویان و نهادهای بازارگرا که از آموزش و پرورش شیلی سود می‌برند تمرکز خواهیم کرد. در نهایت ما به تاثیر دانشجویان بر مباحث پیرامون آموزش و پرورش در شیلی پرداخته و پیامدهای عام پروسه‌ی سیاست‌سازی در حوزه‌ی آموزش را مورد سنجش قرار خواهیم داد. از آن‌جایی که جنبش دانشجویان یک پروسه‌ی در‌جریان است، ما بر روی خصلت موقتی بودن بخش متاخر تاکید داریم.

 

ادامه دارد…

دیدگاه شما